تو جمعی که نشستیم دیگه هیچی کی غم نداره هر کی با یارش نشسته
هیچ کسی غصه نداره واسه ی نا مهربون ها اینجا هیچ جایی نداریم
هر کسی دل بشکنه اینجا دیگه باش کاری نداریم میزنیم شاد میخونیم شاد
تا بدونیم عاشق هستیم تا بگیم دلداده هستیم ما به دنیا دل نبستیم
توی دنیایی که دو روزه واسه چی غصه بسازیم ما همه خدارو داریم
از همین دنیا میسازیم اگر امروز هم گذشت و رفت ما همه فردا را داریم
فردا هم باز مثل امروز هیچ کدوم غصه نداریم میخونیم شاد میزنیم شاد
تا بدونیم عاشق هستیم تا بگیم دلداده هستیم ما به دنیا دل نبستیم
امشب انگار غم ندارم اخه هستی تو کنارم باورم نمیشه
ای وای هیچی کم ندارم قول بده ای نازنینم همیشه تو هستی یادم
یک دفعه تنهام نذاری اخه بی تو بی قرارم
میخونیم شاد میزنیم شاد تا بدونیم عاشق هستیم تا بگیم دلداده هستیم
""ما به دنیا دل نبستیم""
به نام عاشقترینه عاشقا که هر چی زیبایست از اوست 
هشت سال گذشت هشت سال با تموم خوب وبدش با تموم کم و زیادش با تموم زیباییها و زشتیاش
خیلی سخت بود واسه یاد گرفتن لحظه به لحظش اذیت شدم و امروز بعد ۸ سال میتونم سرمو بالا بگیرم که اخر رمز خوشبختی را پیدا کردم
اما این دلیل نمیشه که بگم کافیه اما میتونم بگم خیلی خوبه
هشت سال پیش توی همچین شبی داشتم برنامه میریختم که تا قبل ساعت ۲ که نوبت ارایشگاه دارم چه کارایی باید بکنم کارایی که هیچ عروسی نمیکنه
اول شیفون بعد دامن لباس عروس بعد در به در دنبال سی دی واسه مراسم تالار بعد که تموم این کارا را کردم حس کردم لثه ام افت زده و دقیقا یه طرف صورتم داره ورم میکنه
سریع پریدم پیش یه دکتر با خواهشو تمنا که تو را خدا من امشب عروسیمه بذارین برم داخل خلاصه رفتم بعد دکتر گفت به خاطر استرسه یه دارو داد گفت مشکل نداره و قتی رسیدم خونه فقط یه لقمه
نون با کوکو مامان داد دستم پریدم تو ماشین بابایی رفتم ارایشگاه وای که چه روزی بود
از علی هم خبری نبود معلوم نبود داشت واسه خودش چیکار میکرد باید واقعا منو به عنوان عروس نمونه معرفی میکردن اخه تموم کارای عروسی را خودم کردم هر کاری که باید داماد انجام میداد و کارای خودم
فقط یه جا ارامش گرفتم اونم تو ارایشگاه بود.
بله هشت سال کم نیست اما گذشت (۲۳ابان ماه۱۳۸۰) فردا هشتمین سالگرد ازدواجمونه و من این روز پر مشغله و پر خاطره که هر موقع یادش میوفتم از خستگیاش دلم میگره را به همسر عزیزم که الان خوابه و عمرا یادش نیست فردا چه روزیه و واسه فرداش که تعطیله هزار کار و مشغله درست کرده تبریک میگم 
علی عزیزم سالگرد ازدواجمونو با عشق بهت تبریک میگم
اما اینو جدی میگم دوستت دارم یه عالمه هر چند میدونم خیلی کمه





وتوی این روز ۲ تا اتفاق خوب دیگم افتاده و میوفته
اول تولد داداش خوبم مهدی عزیزم ( عزیز دلم تولدت مبارک ایشالا هزار ساله بشی)


و
امیر عزیزم که روز عروسیش با روز عروسی ما مصادف شده امیر جان شروع زندگی جدیدتو با صمیم قلب بهت تبریک میگم و امیدوارم سالها و روزهای خوشی را کنار سارای عزیزم سپری کنی
ایکاش میتونستیم بیایم
اخر نشد شاباش ازت بگیرم
دلم اونجا پیش شماست
اما من و علی ماه عسل اینجا منتظرتونیم
خوشبخت بشی عزیز دلم 
یه سبد گل شقایق تقدیم میکنم به دل عاشقت که ۷ سال جنگیدی تا اخر پیروز شدی
عروسیت مبارک





ابجی کوچیکه:ش
ق
ا
ی
ق
