![]() |
بازم سلام![]()
قرار شد خاطراتمو شروع کنم از اولین شبی که تهران بودم شروع میکنم
جونم واستون بگه خونشون ۲ تا اتاق داشت زوج های محترم رفتن توی اتاقها و من توی سالن خوابیدم
خواب که چه عرض کنم تا صبح هر چی اومدیم بخوابیم انگار یکی میزد سر شونم که پاشو خواب چیه؟
به هر بدبختی بود اون شبو سر کردم
فردا صبح به ندا گفتم از خستگی دیشب خوابم نبرد و جریانو گفتم دیدم ندا خندید
و گفت نه بابا اونکه بیدارت میکرده جن بوده![]()
وای خدا روز بد واستون نخواد داشتم سکته میکردم از ترس
ندا به خاطر اینکه کمتر بترسم گفت شوخی کردم اما اینو میدونم که خونمون جن داره
گفتم بابا اینجا که قدیمی نیست گفت نه یه جنی هست که همیشه همراه منه
وشروع کرد از خاطرات و چیزهایی که دیده یا شنیده بودحرف زدن حسابی گرم صحبت بودیم دریغ از اینکه شب در راه بود![]()
![]()
شب شد و باز من توی سالن خوابیدم گوشیمم روی اهنگ گذاشتم تا خوابم ببره
و خیلی زود خوابیدم
اما نمیدونستم این نقشه ای بود که جنها واسم کشیده بودن
نمیدونم تا حالا شده که شک کنید خوابید یا بیدارید دقیقا همون حالو داشتم دیدم یه پرده سفید روبرومه و پشت سر هم عکسها روش نمایش داده میشد اما چه عکسایی فکر کنم عکسهای خانواده جن ها بود هر چی از وحشتناکیش بگم کم گفتم ![]()
![]()
همون لحظه چشمامو باز کردم دیدم فضا خیلی سنگینه نه میتونم داد بکشم
نه تکون بخور
تموم نیرومو جمع کردم یه دست به بالش یه دست به پتو و توی نیم ثانیه هیچ فکری نکردم جز اینکه بپرم توی اتاق خواب ندا و مهدی (ساعت۳ نصفه شب)
پایین تختشون بالشمو گذاشتمو خوابیدم هنوز بدنم میلرزید
اما نباید فکر میکردم فقط باید میخوابیدم پتو را کامل روی سرم کشیدمو خوابیدم تازه چشمام گرم شده بود که با صدای جیغ ندا بیدار شدم ![]()
![]()
که مهدی پاشو ببین این چیه
تا مهدی به خودش بیاد پریدم بالا دیدم صدای جیغ بدتر شد
بله من با همون پتو روی سرم نشسته بودم
و توی تاریکی ندا خانوم داشت سکته میکرد
تا مهدی خوش خواب به خودش بیاد خودمو معرفی کردم اما دیگه تا صبح خوابمون نبرد ![]()
![]()
من از ترس جن و ندا از ترس من ![]()
صبح که داشتیم تعریف میکردیم الهام و فرزاد گفتن بیاین روح احضار کنیم بپرسیم جریان این دو شب چی بوده؟![]()
من و ندا هم یه چیزایی شنیده بودیم اما تا بحال این کار را نکرده بودیم واسه همین مشتاقانه یه مقوا و خودکار اماده کردیم...![]()
باقی جریان باشه واسه پست بعدی![]()
![]()
ابجی شقایق![]()


